و البته ایرانیان کسانی هستند که قول تظاهرات عظیییم در صورت دست گیری رهبران جنبش موسوی و کروبی دادند و عمده شان کنج راحت را برگزیدند .
دیکتا تور اسوده باش ما همینیم که می بینی!!
تنها با اگاه سازی توده مردم به دموکراسی دست پیدا خواهیم کرد.هر فرد یک رسانه. محتوای وبلاگ : سیاسی اجتماعی، هنر و طنز . ورود بسیجی ،،ساندیسی و راسو به این صفحه حرام است !













آنگونه که در دو سند پایین دیده میشود ، رجبزاده نتوانسته است دادستانی نظامی تهران را قانع کند که مسئولیتی در زمینهی فاجعهی رخداده در زندان کهریزک نداشته است .
رجب زاده آن گونه که پنداشته شد ، چندان هم گوش به فرمان نبود . او قبل از احمدی مقدم ، درجه سرتیپی گرفته بود و در واقع از اولین نیرو های کمیتههای انقلاب بود که وارد نیروی انتظامی شده بود و بنابراین عملاً خود را وامدار احمدی مقدم نمی دانست . به همین دلیل ، در روز ۳ اسفند ۱۳۸۸ ، با حکم محمدباقر قالیباف ، به ریاست سازمان پیشگیری و مديريت بحران شهر تهران منصوب شد .
احمد رافت، روزنامهنگار سرشناس ایرانی-ایتالیایی از معدود اهالی رسانهای فعالی است که در زمان اقامت آیتالله خمینی در «نوفللو شاتو» شاهد و گزارشگر روزهای منتهی به انقلاب سال ۵۷ بوده است. رافت معتقد است که اگر مردم آیت الله خمینی را بهتر شناخته بودند، او را توی ماه نمیدیدند. رافت میگوید همان اشتباههای ۳۲ سال پیش امروز هم تکرار میشود.
احمد رافت سالهاست در رسانههای ایتالیایی و اسپانیایی قلم میزند. مدتی دبیرکل اتحادیه خبرنگاران خارجی ایتالیا بود و بسیاری از ایرانیان چهره او را در صدای آمریکا دیدهاند. این روزنامهنگار قدیمی از جمله کسانی است که در روزهای منتهی به انقلاب ایران و مهاجرت نهایی آیتالله خمینی به ایران، در نوفل لو شاتو حاضر بوده است.
رافت میگوید که آن زمان، افرادی مثل قطبزاده و دکتر یزدی نگذاشتند واقعیت حرفهای رهبر انقلاب ایران از طریق رسانهها به مردم برسد. روشی که به نحوی در برخی رسانههای حامی رهبران جنبش سبز هم تکرار میشود.
در روز یکشنبه، در چند دهمتری مجسمه جیوردانو برونو که جانش را بر سر حقیقت از دست داد و کلیسا او را به آتش کشید، با احمد رافت در باره حقیقت حرفهای خمینی و فیلترهایی که چیز دیگری تحویل مردم دادند گفتگو کردم.
از احمد رافت میپرسم که آیا خبرها یا مسائلی که در باره آیت الله خمینی منتشر میشد، همانی بود که اتفاق میافتاد یا نه؟
خبرها به شکل کنترل شده بیرون نمیآمد، کاری به خبری که ما میدادیم نداشتند، اما آن چیزی که خیلی مهم بود، حرفهای آقای خمینی بود که ما چگونه آن را انعکاس میدادیم. مهم برای آقایان قطبزاده یزدی که با کشورهای مختلف رابطه داشتند این بود که حرفهای آقای خمینی به برنامههای آنها که براندازی حکومت پادشاهی بود لطمه نزند. بنابر این بعد از یکی دو مصاحبه که ما خبرنگارانی که با رسانههای غیر ایرانی کار میکردیم انجام دادیم، از ما میخواستند همان حرفهای آقای خمینی در گفتگوها را ترجه نکنیم، بلکه ترجمهای که این اقایان یا مترجمان این آقایان به زبان خارجی میگذاشتند را مخابره کنیم. یک بار من با دو خبرنگار خارجی با آقای خمینی گفتگو میکردیم. یکی از آنها خانم خبرنگاری ایتالیایی بود که برای مجله زنان کار میکرد، و از آقای خمینی پرسید اگر شما به ایران برگردید و حکومت را به دست بگیرید، سیاستهایتان در مورد زنان چه خواهد بود. آقای خمینی مثل همیشه بدون اینکه به صورت خبرنگار نگاه کند، به مترجم گفت به ایشان بگویید که در اسلام موقعیت زنان مشخص شده. مترجم به زبان انگلیسی این گفته را ترجمه کرد که 'آنچه خواست مردم ایران باشد' و ما هم با آقای قطبزاده توافق کرده بودیم که از ترجمه به زبان خارجی استفاده کنیم در نوشتن مقالاتمان و مصاحبههای تلویزیونی، و در جاهای دیگر، مثل رابطه با عراق که سخنان آقای خمینی نشان میداد که انتقامجویی خواهد کرد از عراق خواهند کرد به محض رسیدن به قدرت، ترجمه شد که 'روابط بر اساس تفاهم با کشورهای همجوار خواهد بود' و این گفتگو توسط آقای یزدی ترجمه میشد. من در همین رابطه در مستندی که به مناسبت ۳۰امین سالگرد نوفللو شاتو ساختم از آقای بنیصدر در همین رابطه سوال کردم و ایشان گفت که ما نمیتوانستیم بگذاریم آقای خمینی هرچه دلش میخواست بگوید. یعنی ایشان هم به نوعی به این مساله اعتراف کرد که صحبتهای آقای خمینی به نوع دیگری متناسب با خواست جامعه بینالمللی ترجمه شود.
- آیا انتقال کنترل شده حرفهای یک سیاستمدار، میتواند موجب منحرف کردن افکار عمومی بشود؟ آیا آشنا بودن مردم ایران با همه حرفهای آقای خمینی میتوانست در فضای آن زمان منتهی به تفاوتی بشود؟
من همیشه آن زمان که نوفللو شاتو بودم و با دوستانی که به پاریس آمده بودند جمع میشدیم، میگفتم که آیا کتابهای آقای خمینیرا خواندهاند یا نه؟ چون آقای خمینی در کتابهایشان که به شکل جزوه هم در نجف پخش شده بود، دیدشان را از حکومت اسلامی بیان کرده بود، ولی بسیاری از این دوستان معتقد بودند که لزومی ندارد که آدم صحبتهای آقای خمینی را بخواند چون بالاخره ایشان حرفهایی که آن زمان میزد با کتابهایشان تفاوت میکرد. من فکر میکنم اگر مردم کتابهای آقای خمینی را خوانده بودند و حرفهای ایشان را آن طور که ایشان گفته بودند شنیده بودند و کسی فیلتر نمیکرد، هواداری از آقای خمینی در آن حد نبود و کسی صورت ایشان را در ماه ببیند.
من فکر میکنم این مساله به نوعی تکرار میشود. من با دوستان جوان داخل ایران که در تماس هستم، به من میگویند که «ما باشما متفاوتیم که جوانهای آن زمان بودهاید، و اشتباهات شما را نمیکنیم» ولی دقیقا دارند همان اشتباهات را میکنند. یک مساله که مرا بسیار نگران کرد در رابطه با تکرار این اشتباهات، تالاشهایی است که برای «بتسازی» از آقای موسوی میکنند. من برای آقای موسوی به این دلیل که خیلی واضح عقاید خودش را بیان میکند و روی آنها پافشاری میکند احترام زیادی قائلم، ولی اینکه روز تولد آقای موسوی به روزی تبدیل شود که مردم باید به خیابانها بیایند، مرا به یاد «۴ آبان» میاندازد، روز تولد شاه. هیچ تفاوتی با آن نمیبینم. با این تفاوت که آقای موسوی رسما هیچکاره است، و محمد رضا شاه پادشاه مملکت بود. من فکر میکنم این نوع کارها و یا تبدیل مساله فوت پدر آقای موسوی به یک مساله ملی، و یا تفاوتگذاری بسیار بین حبس خانگی یا حصر آقای موسوی و دیگران، حتی آقای کروبی، فکر میکنم همان تکرار اشتباههای گذشته است. من فکر میکنم که مردم باید صحبتهای آقای موسوی را گوش کنند، وتفسیر خودشان را از این حرفها ندهند. آقای موسوی وقتی میگوید بازگشت به قانون اساسی، با کسی رو در وایسی و شوخی ندارند، همین قانون اساسی را میگویند که الان سر کار است. ولی خیلی از جوانها فکر میکنند که آقای موسوی این سخن را تاکتیکی مطرح میکنند، همانطوری که ۳۲ سال پیش برخی از همدورهایهای من فکر میکردند که آقای خمینی تاکتیکی آن حرفها را میزدند، در صورتی که تاریخ ثابت کرد که آن حرفها تاکتیکی نبودند، ایشان معتقد به مسالهای بودند و عمل کردند. آقای موسوی هم به قانون معتقدند و نمیخواهند قانون اساسی دیگر را جانشین آن بکنند.
خبرگزاری هرانا - "محمد مختاری"، یکی از مجروحین اعتراضات مردمی روز ۲۵ بهمن ماه در تهران است که گفته می شود بر اثر شدت جراحات وارده ظهر امروز سه شنبه، در بیمارستان فوت کرده است.
بنا به اطلاع گزارشگران ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد مختاری، فرزند اسماعیل و ۲۲ ساله، بر اثر شلیک مستقیم گلوله نیروهای امنیتی از سوی ناحیه "کتف" مضروب شده بود.
وی در خیابان رودکی(پنجاه متر مانده به خیابان توحید) و به ضرب گلولهٔ مستقیم ماموران موتور سوار نیروی انتظامی و به وسیلهٔ کلت کمری مجروح شد و حاضران در صحنه شدت جراحات وی را در حد مرگ نمی دانستند چرا که وی تا مدتی با پای خودش نیز حرکت می نموده است.
به نظر می رسد وی به علت عدم رسیدگی به موقع پزشکی جان باخته باشد چرا که براثر شلیک گلوله به کتفش خون زیادی از بدن وی خارج شده بود تاجایی که شاهدان عینی تمامی لباس های وی را غرق در خون توصیف نموده اند.
خبرگزاری فارس در این زمینه نوشته است که "عوامل فتنهگر و گروهک مزدور و تروریستی منافقین (سازمان مجاهدین خلق) روز گذشته تنی چند از هموطنانمان را با تیر مستقیم مورد هدف قرار دادند که ۲ تن از این هموطنانمان به شهادت رسیده و باقی به شدت زخمی شدند."
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز گذشته از وقوع یک درگیری در حوالی خیابان رودکی- توحید و کشته شدن یک تن و مجروحیت سه نفر خبر داده بود؛ "محمد مختاری" یکی از مجروح شدگان این حادثه است که در بیمارستان فوت کرده است.
پیشتر نام و هویت صانع ژاله، دانشجوی رشته نمایش دانشگاه هنر تهران که در تقاطع خیابان جمال زاده- انقلاب به ضرب گلوله کشته شده بود، نیز اعلام شد.
رسانه های دولتی با انتشار یک کارت بسیج مدعی شده اند که وی از اعضای با سابقهٔ بسیج و حافظ کل قرآن است.
خبرگزاری فارس به نقل از پدر صانع ژاله نوشت: "قاتلان از خدا بی خبر پسرم را نمی بخشم چرا كه آنها نگذاشتند ميوه زندگیام ثمر دهد."
هم چنین گفته میشود بسیج دانشجویی دانشگاه تهران قرار است صبح فردا برای وی مراسم تشییع جنازه برگزار کنند که این اقدام اعتراض دانشجویان دانشگاه هنر را برانگیخت و ایشان ظهر امروز، سه شنبه تجمعی اعتراضی برگزار کردند.
این در حالیست که وبسایت سحام نیوز عکسی از آقای ژاله در کنار آیت الله منتظری منتشر نموده است.
نفر اول از سمت چپ صانع ژاله است.
در همین راستا دانشجو نیوز نیز عکسهایی متفاوت از این دانشجوی کرد منتشر کرده است.
احمد رضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز که مدعی شده است تیراندازیهای صورت گرفته در جریان اعتراضات ۲۵ بهمن ماه از سوی اعضای سازمان مجاهدین خلق است، در مصاحبهای اعلام کرده که ۹ نفر از نیروهای امنیتی و تعدادی از مردم در این تیراندازیها مجروح شدند.
شایان ذکر است که در حال حاضر از هویت سایر زخمی شدگان و دستکم یک کشته ی دیگر اطلاعی در دست نمی باشد.
داشتم فکر میکردم که چقدر ما ایرانیها مردم بزرگی هستیم که همکار انگلیسی من در سر کار اخبار ایران را دنبال میکنه و از من در مورد ۲۵ بهمن سوال میکنه که میگه که دوشنبه در ایران روز بزرگی است و شاید شما هم مثل مصر پیروز شوید.
در این فکر خوب و تعریف این ماجرا به یک دوست خوب بودم که صفحه بی بی سی را باز کردم و دیدم که بیانیه جبهه مشارکت را انتشار داده است
برایم سوالی مطرح است که تا چه اندازه باید ما از دست دشمنان مردم عذاب بکشیم و چقدر باید از دست این سوپاپهای اطمینان رژیم ضربه بخوریم؟
هر موقع که بوی الرحمن رژیم میآید اول جنتی و خامنه ای تهدید میکنند و بعدش دارو دسته خاتمی و مهاجرانی و رفسنجانی با دست پس میزنند و پا پیش میکشند!!
اینکه اگر جمهوری اسلامی سرنگون بشه خاتمی و دارو دسته وی باید برن همون کشوری پناهنده شدن که خامنهای پناهنده شده است شکی نیست و باید از برقراری رژیم و فقط تغییر قدرت حمایت کند
البته شما جناب خاتمی (برادر رئیس جمهور قبلی وسو پاپ اطمینان رژیم برای ۸ سال ) باید از رژیم دفاع کنید که با نوه بنیانگذارش ازدواج کردهاید که بزرگترین دیکتاتور اسلامی ۱۰۰ سال اخیر بوده است و همانطور که اسم حزب تان معلوم است مشارکت دارید در ایران اسلامی!
ولی همانطور که اینها حق دارند که هر چه خواستند بگویند من هم چون وقتمان تا ۲۵ بهمن کم است خیلی مختصر میگم که جناب محمد رضا خاتمی و بقیه اعضای احزاب در پیتی مثل جبهه مشارکت ، لطفا به جای مردم تصمیم نگیرید و از جانب جنبش سبز بیانیه صادر نکنید: ( جبهه مشارکت: جنبش سبز به دنبال سقوط نظام نیست ) و لطفا در این ایام که فقط مربوط به مردم ایران است و چاپلوسانی مثل شما که مدام برای کسب قدرت از دل صاف مردم ایران سو استفاده کردهاید و در محترمانه شکل فقط باید بگم لطفا شما هم مثل خامنهای [...] شید فعلا .